معامله با غیر خدا حماقت محض است ، زیرا تنها وعده خدا حق است .
کیمیاگر
+
نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 12:31  توسط کیمیاگر
|
از زندگیت لذت ببر ، چون آخر جاده زندگی ی تابلو هست که روش نوشته دور زدن ممنوع .
پ.ن: ممکنه اگه جایی ی تابلو دور زدن ممنوع رو دیدی ، بتونی دور بزنی ، اما این یکی یکم فرق داره !!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 22:25  توسط کیمیاگر
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 22:51  توسط کیمیاگر
|
چند وقتی می خواستم تو بلاگم از استادم تشکر کنم، استادی که فقط برام استاد نبودن ، چیزهای زیادی از ایشون یاد گرفتم ، خیلی چیزها ، میتونم به جرات بگم که ایشون با حرفاشون کاری کردن که من دوباره متولد بشم ، اگر ایشون نبودند من خیلی عقب تر از الانم بودم .
امروز بعد از مدتها وبلاگشون رو به روز کردن و متوجه شدم که کسالت دارن ، بی اندازه ناراحت شدم ، خواستم از شما بزرگوارایی که به من لطف دارین خواهش کنم که همین الان ۵ تا صلوات به نیت شفای این بزرگوار بفرستین .
آدرس وبلاگشون هم اینه : http://ziaei2007.blogfa.com/
ممنونم از تک تکتون 
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 18:23  توسط کیمیاگر
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:22  توسط کیمیاگر
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 18:36  توسط کیمیاگر
|
+
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 23:32  توسط کیمیاگر
|
امروز برای مدتی فراموشت کردم و غمگین شدم تا اینکه صدایم کردی و گفتی :
علی ، من اینجام من و فراموش کردی ؟
اون لحظه بود که دوباره قلبم روشن شد و یادم افتاد که وقتی با منی هیچ دردی ، هیچ غمی و هیچ مشکلی معنا ندارد .
به راستی که بزرگترین عذابت که از آن حرف میزنی برگرداندن نگاهت از بندگانت است ، خدایا از آتش نمی ترسم ، می ترسم دیگر نگاهم نکنی ، از این عذاب سخت تر هم مگر ممکن است ؟
می دانم که تنهایم نمی گذاری پس به راستی که من خوشبخت ترین مرد روی زمینم .
+
نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 13:10  توسط کیمیاگر
|
به یکدیگر عشق بورزید ، اما از عشق بند مسازید .
جبران خلیل جبران
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 16:19  توسط کیمیاگر
|