تبليغاتX
کیمیاگر
به نام آنکه هم اینک نگاه می کند مرا
گنجشک به خدا گفت : لانه کوچکی داشتم ، آرامگاه خستگیم ، سر پناه بی کسیم بود ، طوفان تو آنرا از من گرفت . کجای دنیای تو را گرفته بودم ؟

خداوند فرمود : ماری در راه لانه ات بود ، تو خواب بودی ، به طوفان گفتم لانه تو را واژگون کند ، آنگاه تو از  کمین مار پرگشودی .

چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی !

پ.ن: تمام اتفاقاتی که برای ما میوفتن خیر محض هستند حتی اونهایی که ما از کوچیکیمون بلا می نامیم .

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 19:53  توسط کیمیاگر  | 

وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به تو نشون میده ، تو هزار دلیل برای خندیدن بهش نشون بده .
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 17:51  توسط کیمیاگر  | 

مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

مولوی                   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 0:9  توسط کیمیاگر  | 

 ی مبحثی بود سال دوم دبیرستان به نام جابجایی بردار ، تو اون مبحث ی بردار اصلی داشتیم و روی اون بردار ی نقطه رو در نظر می گرفتیم و می گفتیم اگه ی برداری تو فلان نقطه رسم کنیم نقطه مورد نظرمون چه مختصاتی در بردار جدید پیدا می کنه و ..... !!

دیدگاه ما آدما هم دقیقا عین همین مبحث میمونه ، از دیدگاه یکی ی نقطه مثبت میاد از دیدگاه یکی دیگه همون نقطه منفی و علت متفاوت بودن دیدگاه ما آدما اینه که به ی موضوع از نقاط مختلفی نگاه می کنیم .

پ.ن : تمام اتفاقاتی که برای ما میوفته  ، همشون برامون خیره ، حتی اون زمانی که فکر می کنیم ی اتفاق بدی برامون افتاده .

فقط کافی زاویه دیدمون رو عوض کنیم .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 13:41  توسط کیمیاگر  | 

به جان زنده دلان ، سعدیا که ملک وجود

نیارزد آنکه دلی را از خود بیازاری

سعدی            

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 23:7  توسط کیمیاگر  | 

تغییر خواهم داد خیلی چیزها را !!

به زودی ؟!

علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 18:51  توسط کیمیاگر  |