تبليغاتX
کیمیاگر
به نام آنکه هم اینک نگاه می کند مرا

این روزا حالم خیلی بده ، نمی دونم چم شده .

خودم رو گم کردم ، شایدم خودم رو فراموش کرده باشم ، شایدم دارم میمیرم ، نمی دونم .

دل تنگم ، کلافم ، خستم و ..... (واسه اون دسته از مهربونایی که می خوان بگن امیدوار باشم بگم که سرشار از امید و زندگی هم هستم) .

ی مدت میرم .

واسم دعا کنین ، بهتر بشم ، بر میگردم .

مراقب خودتون باشین .

                                                             علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 0:10  توسط کیمیاگر  | 

خسته ام

محرمی می خواهم تا اندک زمانی سر روی شانه هایش بگذارم .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 21:10  توسط کیمیاگر  | 

مردم پست و دون همانند سراب مانند كه چون كمي به آنان نزديك شوي به زودي پستي و ناچيزي خود را بر تو آشكار سازند.

                                                                                  (گوته)

 

پ.ن : ............. ؟!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 19:30  توسط کیمیاگر  | 

نیکی که از حد بگذرد ، ابله گمان بد کند .

پ.ن :ضرب المثلی که لمسش کردم و می دونم که محبت زیاد کردن به ....... ؟؟

بی خیال بقیش رو نگم بهتره !!!!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 23:56  توسط کیمیاگر  | 

اوایل فصل پاییز

- خواهر : ی بارون که میاد آب میره تو کفشام پاهام یخ می کنن .

- برادر : - در فکر فرو می رود -

چند روز بعد

برادر : بیا اینم پول ، برو واسه خودت هم کفش بخر هم لباس هر چقدر هم موند ، مال خودت .

(خواهر پول را می گیرد تشکر می کند و می رود)

یک روز سرد زمستانی

برادر با کفشهایی کهنه از سر کار بر می گردد ، پاهایش یخ کرده و از سرما میلرزد ، به خانه که میرسد ، جوارابهایش را در می آورد تا پاهایش را  گرم کند . خواهرش از درون اتاق فریاد میزند : داداش خدا خیرت بده دیگه پاهام خیس نمیشن و تو کفشم هم آب نمیره ، مرسی واسه کفشا ، هر وقت بارون میاد دعات می کنم .

و از آن لحظه به بعد دیگر برادر سرما را حس نکرد، هر وقت پاهایش خیس می شود به جای اخم کردن لبخند میزند !!

                                                          نقل قول از یک مهربون

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 23:48  توسط کیمیاگر  | 

رنگین کمان را تنها در شرایطی خاص و از زاویه ای محدود می توان دید .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 20:26  توسط کیمیاگر  | 

بلاگم رو هک کرده بودن ، و بعدش حذفش کردن !! چرا ؟ خودمم نمی دونم !!!

اما حالا با همون آدرس بر گشتم .

اما متفاوت !!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 21:3  توسط کیمیاگر  |